Skip to Content

تأثير علم كلام بر جامعه شناسي

به گزارش واحد ارتباطات و اطلاع رساني دبيرخانه انجمن هاي علمي حوزه، در نهمين جلسه كارگروه كلام، كه صبح امروز پنج شنبه 1390/11/27 از سوي انجمن كلام اسلامي در سالن كنفراس دبيرخانه انجمن هاي علمي حوزه برگزار گرديد با حضور كارشناسان علم كلام، تاثير علم كلام بر جامعه شناسي مورد بررسي و تبيين قرار گرفت.

حجت الاسلام و المسلمين دكتر بُستان به عنوان ارائه كننده اين نظريه، در ابتداي سخنان خود گفت: با توجه به تعريف پزیتویستی که در قرن بیستم رواج یافت و بنابر مكاتب مختلف، براي علم جامعه شناسی نمی توان تعریف واحدی ارائه کرد و طبعاً با روش شناسي كه آن را صرفاً منحصر در تجربه می داند اين علم با علم کلام،  فاصله جدی دارد.

وي افزود: اما بنابر پارادایم های دیگر مثل پارادایم انتقادی كه مارکسیست ها و فمینست ها، نگاه انتقادي دارند، علم جامعه شناسي توصيفي داشته و فقط براي تبيين نيست، بلكه به ارزش ها و بايد و نبايدها هم مي پردازد. بنابر تعریف اخیر فاصله نزدیک تری میان این دو علم می توان یافت.

ايشان در تبيين تاثير گذاري اين دو علم بر يكديگر گفت: برای بررسی تاثیرگذاری، دو گونه می توان عمل کرد. یکی این که رابطه منطقی را بررسی کرد كه در فضاي نظري بحث مي شود و دیگری، روش تاریخی است كه نشان مي دهد در طول تاريخ با توجه به كلام هاي مختلف، از دل هر کلام یک جامعه شناسی خاصي استخراج شده است. ( مثلا مقایسه ابن خلدون و خواجه طوسی و نشان دادن تاثیر اشعری گری اولی و فلسفی بودن دومی ) كه کار ما در آنجا بررسی منطقی است و تاثیر  و فائده بررسی منطقی این است که در اسلامی سازی جامعه شناسی می توان از آن استفاده کرد.

حجت الاسلام بستان در ادامه، در تاثیر کلام بر مبانی جامعه شناسی اظهار داشت: بنابر تعریف پزیتویستی تاثیر علم کلام تنها در این ناحیه است چون در نگاه جامعه شناسی، تنها به همان داده های تجربی و توصیفی اكتفا مي شود و علم کلام در این جهت دغدغه جدی ندارد.

وي ادامه داد: منظور از مبانی در اینجا،  امروزه به تبع توماس کوهن همان پارادایم است و منطور از پارادایم پیش فرض هائی است که در ذهن یک عالم ویا یک جامعه علمی مطرح است. معتقدیم که علم جامعه شناسی هم دارای چنین مبانی است.

دكتر بستان در بيان مباني هستي شناسي گفت: اولین نکته مسأله، توحید افعالی و جبر و اختیار است. در جامعه  شناسی و در میان جامعه شناسان و روان شناسان، این اختلاف وجود دارد که فرد مقدم است یا جمع. بر اساس هر یک از این دو دیدگاه در روش بحث می شود که باید از روش کل گرایانه استفاده کنیم ویا جزء گرایانه و یا از مفاهیم فردگرایانه در تحلیل پدیده های اجتماعی استفاده کنیم و یا مفاهیم جمع گرایانه. البته در جامعه شناسی،  اخیرا به دیدگاه های تلفیقی گرایش پیدا شده است و از این رو روش های کل گرایانه و جزء گرایانه را همزمان به کار می برند و معتقدند که نمی توان مطقاً تاثیر فرد را پذیرفت و نه مطلقاً تاثیر جمع را.

وي افزود: موضوع دیگر غایت شناسی است که البته در علم جامعه  شناسی هم گفته می شود که هر گونه تحلیل غایت گرایانه را رد می کنند. البته نگاه کاركردگرائی. مثلاً  نمونه قرآنی "لتسکنوا الیها"که غایت خانواده را سکونت قرارداده است که این، در تبیین از خانواده می تواند موثر باشد.

ايشان در منابع  معرفت شناختي گفت : در علم جدید می گویند که درمقام کشف می توانید از هرگونه منبع استفاده کنید ولی در مقام داوری تنها تجربه داور است. ولی ما می خواهییم بگوئیم که در همان مقام داورری هم میتوان از منابع دینی استفاده کرد.

حجت الاسلام بستان ادامه داد: اگر قلمرو دین را در عرصه ارائه علوم بدانیم و زبان دین را هم شناخت بدانیم می تواند در جامع شناسی به کار آید.

ايشان درباره مبانی روش شناختی گفت: چون روش شناخت دین، علم اصول است باید روشی از این قبیل باید در این راستا به کار آید.

در ادامه اين جلسه مطالب و ديدگاه هاي مطرح شده مورد نقد و ارزيابي قرار گرفت.

لازم به ذكر است اين جلسه از سلسله جلسات انجمن كلام اسلامي كه هر هفته پنج شنبه ها، صبح در سالن كنفرانس دبيرخانه انجمن هاي علمي حوزه برگزار مي گردد.

به گزارش واحد ارتباطات و اطلاع رساني دبيرخانه انجمن هاي علمي حوزه، در نهمين جلسه كارگروه كلام، كه صبح امروز پنج شنبه 27/11/1390 از سوي انجمن كلام اسلامي در سالن كنفراس دبيرخانه انجمن هاي علمي حوزه برگزار گرديد تاثير علم كلام بر جامعه شناسي با حضوركارشناسان مورد بررسي و تبيين قرار گرفت.

حجت الاسلام و المسلمين دكتر بُستان به عنوان ارائه كننده اين نظريه، در ابتداي سخنان خود گفت: با توجه به تعريف پزیتویستی که در قرن بیستم رواج یافت و بنابر مكاتب مختلف، براي علم جامعه شناسی نمی توان تعریف واحدی ارائه کرد و طبعاً با روش شناسي كه آن را، صرفاً منحصر در تجربه می داند اين علم با علم کلام،  فاصله جدی دارد.

وي افزود: اما بنابر پارادایم های دیگر مثل پارادایم انتقادی كه مارکسیست ها و فمینست ها، نگاه انتقادي دارند، علم جامعه شناسي توصيفي داشته و فقط براي تبيين نيست، بلكه به ارزش ها و بايد و نبايدها هم مي پردازد. بنابر تعریف اخیر فاصله نزدیک تری میان این دو علم می توان یافت.

ايشان در تبيين تاثير گذاري اين دو علم بر يكديگر گفت: برای بررسی تاثیرگذاری، دو گونه می توان عمل کرد. یکی این که رابطه منطقی را بررسی کرد كه در فضاي نظري بحث مي شود و دیگری، روش تاریخی است كه نشان مي دهد در طول تاريخ با توجه به كلام هاي مختلف، از دل هر کلام یک جامعه شناسی خاصي استخراج شده است. ( مثلا مقایسه ابن خلدون و خواجه طوسی و نشان دادن تاثیر اشعری گری اولی و فلسفی بودن دومی ) كه کار ما در آنجا بررسی منطقی است و تاثیر  و فائده بررسی منطقی این است که در اسلامی سازی جامعه شناسی می توان از آن استفاده کرد.

حجت الاسلام بستان در ادامه، در تاثیر کلام بر مبانی جامعه شناسی اظهار داشت: بنابر تعریف پزیتویستی تاثیر علم کلام تنها در این ناحیه است چون در نگاه جامعه شناسی، تنها به همان داده های تجربی و توصیفی اكتفا مي شود و علم کلام در این جهت دغدغه جدی ندارد.

وي ادامه داد: منظور از مبانی در اینجا،  امروزه به تبع توماس کوهن همان پارادایم است و منطور از پارادایم پیش فرض هائی است که در ذهن یک عالم ویا یک جامعه علمی مطرح است. معتقدیم که علم جامعه شناسی هم دارای چنین مبانی است.

دكتر بستان در بيان مباني هستي شناسي گفت: اولین نکته مسأله، توحید افعالی و جبر و اختیار است. در جامعه  شناسی و در میان جامعه شناسان و روان شناسان، این اختلاف وجود دارد که فرد مقدم است یا جمع. بر اساس هر یک از این دو دیدگاه در روش بحث می شود که باید از روش کل گرایانه استفاده کنیم ویا جزء گرایانه و یا از مفاهیم فردگرایانه در تحلیل پدیده های اجتماعی استفاده کنیم و یا مفاهیم جمع گرایانه. البته در جامعه شناسی،  اخیرا به دیدگاه های تلفیقی گرایش پیدا شده است و از این رو روش های کل گرایانه و جزء گرایانه را همزمان به کار می برند و معتقدند که نمی توان مطقاً تاثیر فرد را پذیرفت و نه مطلقاً تاثیر جمع را.

وي افزود: موضوع دیگر غایت شناسی است که البته در علم جامعه  شناسی هم گفته می شود که هر گونه تحلیل غایت گرایانه را رد می کنند. البته نگاه کاركردگرائی. مثلاً  نمونه قرآنی "لتسکنوا الیها"که غایت خانواده را سکونت قرارداده است که این، در تبیین از خانواده می تواند موثر باشد.

ايشان در منابع  معرفت شناختي گفت : در علم جدید می گویند که درمقام کشف می توانید از هرگونه منبع استفاده کنید ولی در مقام داوری تنها تجربه داور است. ولی ما می خواهییم بگوئیم که در همان مقام داورری هم میتوان از منابع دینی استفاده کرد.

حجت الاسلام بستان ادامه داد: اگر قلمرو دین را در عرصه ارائه علوم بدانیم و زبان دین را هم شناخت بدانیم می تواند در جامع شناسی به کار آید.

ايشان درباره مبانی روش شناختی گفت: چون روش شناخت دین، علم اصول است باید روشی از این قبیل باید در این راستا به کار آید.

در ادامه اين جلسه مطالب و ديدگاه هاي مطرح شده مورد نقد و ارزيابي قرار گرفت.

لازم به ذكر است اين جلسه از سلسله جلسات انجمن كلام اسلامي كه هر هفته پنج شنبه ها، صبح در سالن كنفرانس دبيرخانه انجمن هاي علمي حوزه برگزار مي گردد.

http://www.ikq.ir/showNews.aspx?ID=1079



X
Loading