| قالَ الاِْمامُ الْباقِرُ(عليه السلام): عالِمٌ يُنتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِن سَبعينَ اَلفٍ عابِدٍ دانشمندي كه از علمش سود برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.(بحارالانوار ج75) |
مقاله: نقش دولت در توسعه از ديدگاه امام خمينی(ره)
حجت الاسلام و المسلمین ناصر جهانيان در مقاله ای که در فصلنامه شماره 3 «اقتصاد اسلامی» به چاپ رسیده است به نقش دولت در توسعه از ديدگاه امام خمينی(ره) پرداخته است
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، تبيين رهنمودهای بنيانگذار انقلاب اسلامی، يكی از گامهای اساسی در تداوم و تعميق نظام اسلامی ايران به خصوص در شرايط امروز جهان است. در آستانه قرن بيست و يكم تحولات گستردهای را در زندگی بشر از جنبههای مختلف شاهد هستيم؛ يكی از مهمترين جنبههای اين دگرگونی، تحولی است كه در مورد نقش دولت در توسعه و توسعه اقتصادی پديد آمده است.
بر اين اساس نويسنده در ابتدای مقاله تأكيد میكند: بازبينی و ترسيم خطوط فكری سياسی ـ اقتصادی امام راحل(ره) در شرايط كنونی درباره نقش دولت اسلامی در توسعه و توسعه اقتصادی اگرچه كار آسانی نيست، اما قدمی مهم به شمار میرود.
وی با اشاره به اينكه هدف دولت اسلامی از ديدگاه حضرت امام(ره) همان هدف نهايی اديان آسمانی يعنی «توسعة معرفةالله» است و قرار است انسان با همه ابعاد مادی و معنویاش ساخته شود، میافزايد: بنابراين، ماهيت دولت اسلامی با دولتهای ديگر اعم از استبدادی، ليبرال و سوسياليست كه هدفشان حداكثر كردن رفاه مسئولان و كارمندان عالیرتبه دولت يا حداكثر كردن رفاه مادی جامعه است، تفاوت اساسی دارد.
اين محقق در ادامه مقاله با اشاره به اينكه درباره نقش مناسب دولت برای اعتلای توسعه و توسعه اقتصادی، توافق زيادی بين مكاتب مختلف اقتصادی وجود ندارد، اظهار میكند: در واقع، تعيين حدود دخالت دولت در حوزه فعاليتهای اقتصادی مهمترين مسئلهای است كه از بدو شكلگيری انديشه اقتصادی جديد، مدنظر اقتصاددانان بوده است. در تاريخ اقتصادی غرب، بعد از رنسانس، از جهت ميزان دخالت و نقش آفرينی دولت در حوزه اقتصادی چهار دوره را میتوان در نظر گرفت.
وی به سخنی از امام خمينی(ره) استناد میكند و مینويسد: امام خمينی(ره) عامل اصلی عقبماندگی مسلمين را «عدم تشكيل حكومت حق» دانسته و میفرمايد: اگر گذاشته بودند كه حكومتی كه اسلام میخواهد، حاكمی را كه خدای تبارك و تعالی امر به تعييناش فرموده است، رسول اكرم(ص) تعيين فرمود، اگر گذاشته بودند كه آن تشكيلات پيش بيايد، حكومت اسلامی باشد، حاكم، حاكم منتخب منصوب مِن قِبلَ ا.. تعالی باشد، آن وقت مردم میفهميدند كه اسلام چيست و معنی حكومت اسلامی چيست.
وی میافزايد: امام(ره) وجود حكومت شاهنشاهی را در طول تاريخ ايران، و شاهان جنايتكار و خيانتكار سلسله پهلوی كه سرسپرده استعمار خارجی بودهاند، عامل عقب ماندگی و انحطاط ايران و ايرانيان میدانند و معتقدند، رژيم پهلوی به عنوان آلت دست اجانب و استعمار، آسيبهای فرهنگی، مذهبی، سياسی، آموزشی، اقتصادی و نظامی فراوانی را بر ايران و ايرانی وارد آورد.
حضرت امام(ره) در مورد توسعه فراگير میفرمايد: اين مسلم است كه از نظر اسلامی حل تمامی مشكلات و پيچيدگیها در زندگی انسانها تنها با تنظيم روابط اقتصادی به شكل خاصی حل نمیشود و نخواهد شد، بلكه مشكلات را در كل نظام اسلامی بايد حل كرد و از معنويات نبايد غافل بود [كه] كليد دردهاست. ما معتقديم تنها مكتبی كه میتواند جامعه را هدايت كند و پيش ببرد، اسلام است و دنيا اگر بخواهد از زير بار هزاران مشكلی كه امروز با آن دست به گريبان است نجات پيدا كند و انسانی زندگی كند، انسانگونه، بايد به اسلام روی بياورد.
از ديدگاه حضرت امام(ره)، ولی فقيه عادل و عالم به عنوان رهبر دولت اسلامی در عصر غيبت مسئول پياده كردن نظام اجتماعی اسلام در همة ابعاد آن است، و همان اختيارات و ولايتی كه معصومين(ع) داشتهاند، دارا است. به نظر ايشان، ولی فقيه میتواند در صورتی كه مصالح اسلام و مسلمين اقتضا كند احكام فرعيه ديگر را به صورت موقت تا وقتی كه آن مصلحت وجود دارد، تعطيل نمايد، كما اينكه حكومت میتواند قراردادهای شرعی را كه خود با مردم بسته است در موقعی كه آن قرار داد خلاف مصالح كشور و اسلام باشد يك جانبه لغو كند و میتواند از هر امری، چه عبادی و چه غير عبادی كه جريان آن خلاف مصالح اسلام است، مادامی كه چنين است، جلوگيری كند. به طور خلاصه، از نظر ايشان معيار دخالت دولت در امور كشور، مصالح مردم، كشور و اسلام است كه تشخيص نهايی اين مصالح بعد از مشورتهای كارشناسی برعهده ولی فقيه است.
از ديدگاه امام خمينی(ره) ماهيت دولت اسلامی با همه دولتهای ديگر تفاوتی اساسی دارد؛ از نظر ايشان، دولت اسلامیبه مفهوم عام آن چهار ويژگی برجسته دارد كه عبارتند از: اصل اساسی در دولت اسلامی مردم هستند، ماهيت حكومت اسلامی خيرخواهی و عشق به مردم است، هدف نهايی دولت اسلامی توسعة معرفةالله است. اهداف متوسط (ميانی) اين دولت عبارتند از: عدالت اجتماعی، رشد اقتصادی، تعالی معنوی و ايجاد روح اعتماد به نفس و خودباوری، آزادی و مشاركت مردمی، و استقلال و نفی هر نوع وابستگی به بيگانه. معيار دخالت دولت در امور كشور مصالح مردم، كشور و اسلام است.
http://www.islamicec.ir

