Skip to Content

نقد نظريه‌های التقاطی؛ وظيفه روحانيت در قبال بيداری اسلامی

حجت‌الاسلام و السمليمن غلامرضا بهروزلك، مسئول انجمن مطالعات سیاسی حوزه، در گفت‌وگویی، درباره نقش حوزه‌های علميه در تعميق بيداری اسلامی اظهار كرد: بيداری اسلامی يا «الصحوة الاسلاميه» كه اخيرا در جهان اسلام برجسته شده است، بيانگر اعتقاد مجدد اسلام به عنوان راه حل مشكلات جوامع اسلامی است؛ در واقع شعار «الاسلام هو الحلّ» بيانگر روح بيداری اسلامی است.

 

وی ادامه داد: در دو سده اخير چالش تجدد و تمدن غربی باعث شده بود بسياری از انديشمندان و رهبران جهان اسلام راه حل مشكلات جهان اسلام را پيروی از غرب بدانند و الگوهای برجسته آن را می‌توان در كمال آتاتورك و رضاخان و بسياری همچون حسنی مبارك و... پيدا كرد.

 

استاديار علوم سياسی دانشگاه باقرالعلوم(ع) تصريح كرد: آنچه كه حائز اهميت است اين كه شاخص اصلی بيداری اسلامی چيست؟ اگر شاخص بيداری اسلامی را بتوانيم تعريف و شناسايی كنيم طبعا خواهيم توانست نقش هر قشر در به ثمر رسيدن بيداری اسلامی را تعريف كرده و توضيح بدهيم.

 

بهروزلك اظهار كرد: اصلی‌ترين شاخص بيداری اسلامی را بايد در بازگشت به اسلام و ارائه نظريه اسلامی برای زندگی اجتماعی و سياسی در زندگی اين جهانی جستجو كنيم.

 

وی اضافه كرد: چيزی مصداق تام بيداری اسلامی خواهد بود كه بتواند از اسلام؛ يعنی قرآن و سنت يك الگوی جامع برای چگونگی هدايت و تنظيم زندگی فردی و اجتماعی ارائه بدهد، اگر بخواهيم اين مسئله را شاخص اصلی بيداری اسلامی تلقی كنيم در اين صورت كسانی كه آگاه به اين قرآن و سنت هستند و كسانی كه قادرند از قرآن و سنت اصول زندگی و تأثير اجتماعی استخراج كنند، حائز اهميت و‌ نقش‌آفرين خواهند بود.

 

بهروزلك گفت: به تلقی ما كسانی كه آگاه به قرآن و سنت هستند همان صنف روحانيت چه در جهان تشيع و تسنن، اعم از نظريه‌پردازان و علما و فقهای اسلام هستند كه مجموع آنها را حوزه‌های علميه و كارشناسان اسلامی قلمداد می‌كنيم.

 

وی ابراز كرد: البته اينكه چگونه نظريه‌پردازی كنيم برای زندگی امروز، رهيافت‌های مختلفی در جهان اسلام دارد، اما مهم اين است كه كسانی كه قادر به درك و فهم قرآن و سنت هستند نظريه‌پردازی كنند؛ البته در اين زمينه هم چالش‌ها و آسيب‌هايی وجود دارد، مقام معظم رهبری در همايش بيداری اسلامی به اين مسئله اشاره كردند كه ممكن است غربی‌ها و دشمنان ما بخواهند انقلاب‌های اسلامی منطقه و بيداری اسلامی مسلمانان را مصادره و منحرف بكنند.

 

رئیس انجمن مطالعات سیاسی حوزه در ادامه گفت: يكی از راه‌های انحراف بيداری اسلامی القای افكار التقاطی در نظريه‌های جريانات بيداری اسلامی است، نظريه بيداری اسلامی يك نظريه ناب اسلامی است و نبايد باعث انحراف آن شد. در سده اخير شاهد بوديم انديشمندان اسلامی گاه اسلام را با سوسياليست التقاط می‌كردند و الگوی اسلام سوسياليستی و ليبراليستی را ارائه می‌دادند كه اين نكته نيز از چالش‌های خيزش‌های منطقه از لحاظ نظری در ايام اخير بوده است.

 

 

 

بهروزلك اذعان كرد: آن چيزی كه امام(ره) و ديگر رهبران شايسته دينی به آن دعوت می‌كرده‌اند اسلام ناب محمدی بوده است؛ اگر شاخص اصلی بيداری اسلامی را ارائه يك نظريه اصيل بر پايه قرآن و سنت بدانيم، روحانيت، ركن ركين آن است و روحانيت علاوه بر اينكه وظيفه نظريه‌پردازی را بر عهده دارد، وظيفه نقد نظريه‌های التقاطی را نيز عهده‌دار است.

 

وی به فرازی از گفتار حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه «ما اَخَذَ اللّه‏ُ عَلَى الْعُلَماءِ اَلاّ یُقارّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ» اشاره كرد و گفت: روحانيت تعهد اجتماعی سياسی در قضيه بيداری اسلامی دارد، يكی از ظلم‌های صورت گرفته در اين قضيه، تحريف و جهت منفی بودن بيداری اسلامی است كه روحانيت و حوزه‌های علميه نقش و تأثير اساسی در مقابله با اين جريان انحرافی دارند.

 

رئیس انجمن مطالعات سیاسی اظهار كرد: شاخص دوم بيداری اسلامی نقش روحانيت و مرجعيت دينی و نهادهای مذهبی و دينی در اين عرصه اجتماعی و جنبش است. از شاخص‌های اصلی خيزش‌های منطقه حضور روحانيت و علما در اين انقلاب‌ها است، ما از گذشته تاكنون در جريانات مختلفی در كشورهای اسلامی حضور علما را ديده‌ايم، در قضيه فلسطين بزرگانی چون عزالدين قسام و در بسياری از كشورها همچون مصر سيدجمال الدين اسدآبادی نقش‌آفرين بوده‌اند، كه بسياری از اين علما پيشگام اين حركت بودند و به جهت‌دهی و هدايت بيداری اسلامی كمك كرده‌اند.

 

وی افزود: در قضيه بيداری اسلامی هم روحانيون می‌توانند رهبران بيداری اسلامی باشند، در بحرين حزب‌الوفاق‌الاسلامی كار را به نحو احسن انجام می‌دهد همچنين در تونس راشد‌القميشی به عنوان يك روحانی برجسته دينی نقش كليدی و تأثيرگذار دارد.

 

اين محقق و پژوهشگر گفت: روحانيت به عنوان نظريه‌پرداز و هادی و رهبر جنبش اسلامی و بيداری اسلامی می‌تواند در به ثمر رسيدن بيداری اسلامی نقش‌آفرين باشد.

وی در پاسخ به اين سؤال كه چرا برخی از رهبران دينی اعم از امام خمينی(ره) و مقام معظم رهبری و سيدحسن نصرالله در لبنان و آيت‌الله العظمی سيستانی در عراق كه همگی از رهبران شيعه هستند و در انقلاب‌ها شخصيتی با نفوذ و كاريزماتيك داشته‌اند ولی رهبران برخی از مناطق بيداری اسلامی هنوز استحكام و نفوذ ندارند؟ اظهار كرد: البته تعبير كاريزماتيك شايد به جهاتی منفی باشد ولی رهبر قاطع و مؤثر بسيار تعبير مثبتی است، به تعبير شهيد مطهری و سيدجمال اسدآبادی فقدان رهبری و نقش رهبران سنی به ساختار تفكر اهل تسنن بازمی‌گردد.

 

بهروزلك ادامه داد: شهيد مطهری از سيدجمال تعريف می‌كند و می‌گويد كه سيدجمال اسدآبادی در جهان شيعه به سراغ علما می‌رود و در ميان اهل تسنن به سراغ توده‌های مردم. به خاطر اينكه در جهان تشيع روحانيت مرجعيت و تأثيرگذار بوده است، نقش مستقل و متمايز از نظام‌های حاكم داشته‌ است و آنها به راحتی می‌توانسته‌اند در حكومت نقش‌آفرين باشند اما در جهان تسنن چون روحانيت بخشی از حكومت و از باب اولی‌الامر، حاكمان موجود را حتی ناصالح به جهت اينكه الحق لمن غلب پذيرفته‌اند، قدرت مانور و تأثير‌گذاری آنها كاهش يافته است شايد امروز در جهان تسن مشاهده كنيم كه رهبری دينی تأثير عمده را ندارد و در عوض احزاب و جريانات سياسی با گرايشات مختلف تأثيرگذار هستند و خلأ رهبری به اين عامل بر می‌گردد.

 

http://www.iqna.ir/hawzah/news_detail.php?ProdID=944081



X
Loading