| قالَ الاِْمامُ الْباقِرُ(عليه السلام): عالِمٌ يُنتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِن سَبعينَ اَلفٍ عابِدٍ دانشمندي كه از علمش سود برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.(بحارالانوار ج75) |
چرا آيتالله معرفت وارد عرصه علوم قرآني شد؟
حجتالاسلام والمسلمين عبدالکريم بهجت پور عضو هیأت مدیره انجمن قرآن پژوهی حوزه و از شاگردان مرحوم آيتالله معرفت گفت: ياد و خاطره آيتالله معرفت در دل شاگردان ايشان و تمامي قرآن پژوهان همواره زنده است.
عضو هیأت مدیره انجمن قرآن پژوهی حوزهگفت: آيتالله معرفت خلاء حضور شيعه در علوم و تفاسير قرآن را جبران نمود.
"التمهيد" افتخار شيعه در علوم قرآني
آيت الله معرفت از قليل علمايي هستند که پا در ميدان و عرصه علمي تازه اي گذاشتند و تلاش کردند، کمبود حضور شيعه در برخي از مباحث علمي پژوهشي را جبران کنند و اين نشانه بلند همتي آن عالم رباني و احساس تکليف در قبال دين و وظايف روحانيت است.
ايشان زماني که به همراهي عده اي از فضلاء مشغول پاسخگويي به سوالات جوانان در عراق ميشوند، مسئوليت بخش سوالات قرآني را بدوش ميگيرند، در آنجا سوالي درباره ترجمه قرآن پيش ميآيد که آيا ميشود قرآن را با ترجمه خواند ؟ استاد ميفرمودند: هر چه در آثار شيعه گشتم تنها به يک پاسخ دست يافتم آن هم استفتايي از مرحوم کاشف الغطاء بود، در حاليکه در همان وقت مصريها فقط چهار کتاب در اين زمينه نوشته بودند، لذا به اين نتيجه رسيدم وظيفه ام اين است که وارد مباحث علوم قرآني شوم و خلا مباحث علوم قرآني در شيعه را از بين ببرم، تا کي جامعه علمي شيعه در مباحث علوم قرآني بايد از «الاتقان سيوطي» يا «البرهان زرکشي» يا در تفسير قرآن از ذهبي که نسبت به شيعه کينه داشت استفاده کند.
احياگر نظريه شيعه در تفسير
مرحوم آيت الله معرفت بنا را براين گذاشت که نظريه شيعه را در مباحث علوم قرآني استخراج کند و انصافا کار مشکلي بود، اما با تاليف "التمهيد" خدمت بزرگي به شيعه نمودند زيرا " التمهيد " مقدمه تفسير اثري ايشان بود، ولي آنقدر اين مقدمه او را به خود مشغول کرد که مصداق "رزق من حيث لا يحتسب" گرديد و ايشان اين توفيق را يافت در مباحث علوم قرآني کتابي بنويسد که کليه مباحث علوم قرآني با رويکرد شيعي را در اختيار جامعه علمي قرار دهد.
کاري مانند شيخ طوسي
چون منابع، اين کار از اهل سنت بود، کار او مثل کار شيخ طوسي بود، او از منابع اهل سنت استفاده ميکرد، اما در نهايت و نتيجه گيريهايي با رويکرد و هويت شيعي به مباحث علوم قرآني نگاه مينمود .
اگر کسي اخلاص و شهامت و توان علمي ورود به اين عرصهها و شجاعت برخورد با مباحث غير شيعي و استخراج مکتب شيعه را از دل منابع نداشته باشد، هرگز نمي تواند وارد اين ميدانها شود و ايشان به نقطه اي رسيده بود رزقي که نصيب او شده هرگز گمان نميکرد نصيب او شود، اصلا نمي خواست "التمهيد" بنويسد، اما در نهايت کتاب "التمهيد" در ده جلد به طبع رسيد و امروز شيعه در مقابل "الاتقان" سيوطي و "برهان" زرکشي که منتسب به اهلسنت است " التمهيد " آيتالله معرفت را دارد و اين نتيجه شايستگيهاي اوست.
راز محبوبيت آيت الله معرفت
اما اينکه آيت الله معرفت چه شخصيتي بود، جاي بحث فراوان است، با وجود اينکه چند سال از ارتحال ايشان ميگذرد، هنوز ياد و خاطره او در دل شاگردان و حواريون ايشان زنده است، امروز کتاب و مقاله علمي دقيقي راجع به علوم قرآني را نمي يابيد مگر اينکه از انديشههاي آيت الله معرفت در آن نشاني يافت ميشود .
سئوالي که مطرح ميشود اين است، چرا او در دلها راه يافت؟ چرا کتابهاي او در زمان حياتش مدار علمي پرشور مباحث علوم قرآني قرار گرفت ؟ چرا کتابهاي او به عنوان کتاب درسي حوزههاي علميه قرار گرفت؟ ايشان به شاگردانشان ميفرمودند : شما هر وقت سئوال علمي داشتيد، ابا نکنيد و هر ساعتي از شبانه روز با من تماس بگيريد ايرادي ندارد، من به ياد ندارم تماسي با ايشان گرفته باشم و ايشان گوشي را برندارد، بلکه همواره با روي منبسط و اخلاق نيکو با من و همه شاگردانشان صحبت ميکردند؛ ايشان از اينکه شاگردانش رشد ميکنند لذت ميبردند، به ياد دارم زماني به من گفتند: چرا چيزي نمي نويسي و گفتم: تا شما در قيد حيات هستيد از باب ادب نمي خواهم، چيزي بنويسم، حضرت آيت الله معرفت در جواب ميفرمودند: اين اشتباه است، من دوست دارم تا در قيد حيات هستم ثمره و آثار شاگردانم را ببينم، ايشان عرصه حضور و رشد علمي را براي بسياري از شاگردانشان باز مينمودند؛ مثلا اگر در دانشگاه سميناري بود يا برنامههاي تلويزيوني بود، مخاطب آن ايشان بود و از ايشان دعوت مينمودند به شاگردانش ارجاع ميدادند و ميگفتند: نزد فلان شاگردم برويد که ايشان مباني من را بهتر از من تقرير ميکنند و براي او سخت نبود شاگردانش رشد کنند، افکار و انديشه بزرگان در صورتي ميماند که شاگردان خوبي تربيت کرده باشد.
توصيه آيت الله معرفت به علم فقه و اصالت آن
آيت الله معرفت بشدت به فقه اعتقاد داشتند، اگر ايشان در تفسير ورود پيدا کردند و موفق بودند، بخاطر اين نبود که ساعاتي در درس تفسير حضور يافته بودند، بلکه ايشان از حوزه فقه وارد تفسير شدند، بارها عمومي و خصوصي بيان مينمودند، تا کسي فقيه نشود مفسر هم نمي شود؛ محدث هم نمي شود و... ايشان بشدت به اصالت فقه در حوزه و در بين پژوهشگران معتقد بودند و ميگفتند: اگر ميخواهيد فيلسوف يا مفسر عميق تربيت کنيد، حتما بايد فقه او قويي باشد، چون علما قرنها در فقه کار کردند و پختگي و دقت در ورود و خروجها در اين علم بسيار است.
http://www.hawzahnews.com/index.aspx?siteid=6&pageid=1973&newsview=129782

